باران - دفتر مشق
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
جستجو:
خانه
مدیریت
ایمیل من
شناسنامه
پارسی یار

اومدیم نبودین: 8090
امروز اومدیم: 1
  • موضوعات

  • لوگوی من


  • ؟ با من دوست میشی


     
  • قدیم ندیما


  • نماز یادت نره


  • وضعیت من در یاهو


    یــــاهـو
  • موسیقی وبلاگ


    باران - دفتر مشق
    [ و او را از ایمان پرسیدند ، فرمود : ] ایمان بر چهار پایه استوار است ، بر شکیبایى ، و یقین و داد و جهاد . و شکیبایى را چهار شاخه است : آرزومند بودن ، و ترسیدن ، و پارسایى و چشم امید داشتن . پس آن که مشتاق بهشت بود ، شهوتها را از دل زدود ، و آن که از دوزخ ترسید ، از آنچه حرام است دورى گزید ، و آن که ناخواهان دنیا بود ، مصیبتها بر وى آسان نمود ، و آن که مرگ را چشم داشت ، در کارهاى نیک پاى پیش گذاشت . و یقین بر چهار شعبه است : بر بینایى زیرکانه ، و دریافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پیشینیان . پس آن که زیرکانه دید حکمت بر وى آشکار گردید ، و آن را که حکمت آشکار گردید عبرت آموخت ، و آن که عبرت آموخت چنان است که با پیشینیان زندگى را در نوردید . و عدل بر چهار شعبه است : بر فهمى ژرف نگرنده ، و دانشى پى به حقیقت برنده ، و نیکو داورى فرمودن ، و در بردبارى استوار بودن . پس آن که فهمید به ژرفاى دانش رسید و آنکه به ژرفاى دانش رسید از آبشخور شریعت سیراب گردید ، و آن که بردبار بود ، تقصیر نکرد و میان مردم با نیکنامى زندگى نمود . و جهاد بر چهار شعبه است : به کار نیک وادار نمودن ، و از کار زشت منع فرمودن . و پایدارى در پیکار با دشمنان ، و دشمنى با فاسقان . پس آن که به کار نیک واداشت ، پشت مؤمنان را استوار داشت ، و آن که از کار زشت منع فرمود بینى منافقان را به خاک سود ، و آن که در پیکار با دشمنان پایدار بود ، حقى را که بر گردن دارد ادا نمود ، و آن که با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آید ، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخیز وى را خشنود نماید . و کفر بر چهار ستون پایدار است : پى وهم رفتن و خصومت کردن و از راه حق به دیگر سو گردیدن و دشمنى ورزیدن . پس آن که پى وهم گرفت به حق بازنگشت ، و آن که از نادانى فراوان ، خصومت ورزید ، از دیدن حق کور گشت ، و آن که از راه حق به دیگر سو شد ، نیکویى را زشت و زشتى را نیکویى دید و مست گمراهى گردید ، و آن که دشمنى ورزید راهها برایش دشوار شد و کارش سخت و برون شو کار ناپایدار . و شک بر چهار شعبه است : در گفتار جدال نمودن و ترسیدن و دو دل بودن ، و تسلیم حادثه‏هاى روزگار گردیدن . پس آن که جدال را عادت خود کرد ، خویش را از تاریکى شبهت برون نیاورد ، و آن که از هر چیز که پیش رویش آمد ترسید ، پیوسته واپس خزید ، و آن که دو دل بود پى شیطان او را بسود ، و آن که به تباهى دنیا و آخرت گردن نهاد هر دو جهانش را به باد داد . [ و پس از این سخن گفتارى بود که از بیم درازى و برون شدن از روش کارى که در این کتاب مقصود است نیاوردیم . ] [نهج البلاغه]
  • باران
    نویسنده: ارینا چهارشنبه 85/1/9 ساعت 7:0 ع

    همیشه دلتنگ باریدن بارانم که بر در دیوار بکوبد... همیشه در انتظار طنین نازنین صدایش که خود را از هزار پایی در اسمان رها می کندو با تمام سرعت به زمین کوبیده می شود...دنیایی دارم با باران و ارامشی نیز هم ...کاش می شد قطره ابی باشم بر پهنای دریا و بعد قطره ای باران معلق در بین اسمان و زمین... هنگامیکه سردی اشک را بر گونه هایم حس می کنم حسی دارم از جنس باریدن...رها شدن...ارام شدن...

    می خواهم بدوم در زیر میلیئنها قطره باران...خود را از هرچه هست و نیست برهانم...بدون کفش و چتر بدوم تا سلولهای کف پایم خنکی و خیسی زمین خشک و خشن را حس کند و به بیاد بیاورم زمینی را که هر روز با غرور پا بر ان مینهم از ان افریده شده ام تا شاید بشود از این به بعد کمی ملایمتر قدم برداشت



    www.irLearn.comhttp://www.irLearn.com">www.irLearn.com